الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

167

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

امدحه و الورى معى اظهار داشته ، و اضافه كرده است : شيخ عبد القاهر ، در كتاب‌هاى خود همواره از او ستايش كرده است « 1 » . از آثار او ، كتاب الاقناع ، در علم بديع يا بلاغت است و شارح بديعيه ، شيخ صفى الدّين حلى به نقل از بعضى دانشمندان ، آن كتاب را به وى نسبت داده است . جهت اينكه وى را معتزلى خوانده‌اند آن است كه ، اشعرىها عموما در مراتب اصولى تفاوتى ميان معتزلىها و شيعه قايل نمىباشند بلكه ، معتقدند شيعه و معتزلى ازاين‌جهت برابرند . و به همين مناسبت اشاعره در كتاب‌هاى كلامى خود ، تنها با معتزلىها به منازعه مىپردازند و نامى از شيعه نمىبرند . ديگر آنكه ، ازآنجاكه اشاعره جبرىمذهبند هرچند تظاهر لفظى و كتبى بدان نمىكنند ، در عين حال مىپندارند هركسى كه سخن بر خلاف جبر بگويد معتزلى مرام است . و در ذيل اين نظريه به عقيده شيعه توجهى نداشته و در صدد تحقيق برنمىآيند تا بدانند ، كه شيعه از هر دو گونه عقيده اعتزال و اشعرى بيزار است . و كسى كه به كتب كلامى اشاعره مراجعه كند وجه اين اشتباه را خواهد فهميد . در پشت يكى از كتاب‌هاى شيعه كه بسيار كهنه بود به خط يكى از فضلا چنين نوشته بود : صاحب بن عباد چكامه‌اى در منقبت حضرت رضا عليه السّلام سروده ، سپس به نقل آن به شرح ذيل پرداخته بود : يا سائرا زائرا الى طوس * مشهد طهر و ارض تقديس ابلغ سلامى الرضا و حط على * اكرم رمس لخير مرموس

--> ( 1 ) - مصراع مزبور از ابو تمام است و مصراع ديگرش اين است : « و اذا ما لمته لمته وحدى » تفتازانى در ذيل فصل فصاحت مىنويسد : ازآنجاكه ابو تمام در اين مصراع مدح را با لوم برابر آورده و حال آنكه بايد مدح با ذم يا هجا برابر شود ، شعر ابو تمام مورد نكوهش صاحب بن عباد قرار گرفته است و چلبى در حاشيه خود پس از اجمالى از شرح حال صاحب ( چنانچه پس از اين مؤلف به اظهارنظر چلبى اشاره خواهد كرد ) از تعييب صاحب پاسخ داده است . « بدان حاشيه مراجعه شود » - م .